مؤلف مجهول ( مترجم : شيرين بيانى )

62

تاريخ سرى مغولان ( يوان چائوپى شه ) ( فارسى )

[ نيز ] راه مىپيمودند و پيش مىرفتند ، در راه [ به اردوهاى ] تائيچيئوت‌ها برخوردند ؛ ولى تائيچيئوت‌ها ترسيدند و همان شبانه ، با بىنظمى به جانب جاموقه رفتند . در اردوى باسوت‌هاى « 1 » تائيچيئوت ، پسر كوچكى به نام كوكوچو « 2 » بود ، كه از اردو به جاى مانده و به تملك ما درآمده بود . وى را به هوآلون آكا دادند . هوآلون آكا او را بزرگ كرد . 120 - همهء شب را راه پيمودند . هنگامىكه سپيده دميد ، ديدند قاچى اون - توقورائون « 3 » ، قارقاى توقورائون « 4 » و قارالداى توقورائون « 5 » جلاير ، اين سه تن توقورائون ، برادران ارشد و برادران اصغر به اتفاق ، كه سراسر شب را راه آمده بودند ، رسيدند . سپس قداان دلدورقان « 6 » ترقوت « 7 » [ با ] برادران بزرگتر و برادران كوچكتر [ يعنى ] پنج ترقوت نيز آمدند . آنگاه انگگور « 8 » پسر مونگگا توكيان « 9 » و سايرين با چنگشيئوت‌هاى « 10 » خود و با يااوت‌هاى « 11 » خود نيز آمدند . از برولاس‌ها « 12 » قوبيلاى « 13 » و قودوس « 14 » ، برادران ارشد و برادران اصغر آمدند . از منگقوت‌ها ، جاتاى « 15 » و دوقولقو چاربى « 16 » ، برادر ارشد و

--> ( 1 ) - Basut ( 2 ) - Kokocu ( 3 ) - Qaci'un - Toqura'un ( 4 ) - Qaraqai Toqura'un ( 5 ) - Qaraldai - Toqura'un ( 6 ) - Qada , an - Daldurqan ، شايد اين دو اسم متعلق به دو نفر باشد . ( 7 ) - Tarqut ( 8 ) - Onggur ( 9 ) - Monggatu - Kiyan ( 10 ) - Cangsi'ut ( 11 ) - Baya'ut ( 12 ) - Barulas ( 13 ) - Qubilai ( 14 ) - Qudus ( 15 ) - Jatai ( 16 ) - Doqolqu - Carbi ، چاربى كه در جامع التواريخ چربى آمده ، لقبى بوده است به معنى « حاجب و دربان » ، كه بعدها ، پس از توسعهء امپراتورى مغول به شغلى اطلاق مىگرديد كه عبارت بود از هدايت ايلچيان حكومتى ، كه به شهرها و قصبات فرستاده مىشدند و چربيان جا و مكانى براى خود و چارپايان آنان پيدا مىكردند . جامع التواريخ دراين‌باره چنين توضيح مىدهد : « چربيان را صنعت آن بود ، كسى به هر وقت كى ايلچى رسيدى ، پيش رو او راه در پيش گرفتى ، به در خان‌ها مىرفتند كه اينجا فرو مىآيند ، و چيزى مىستدند » ( ص 563 ، م ) .